پرمونستره واقع در بيشهزار كوسي، كه فاصلهٴ چنداني از لاون ندارد، صومعهٴ تازهاي ايجاد كرد.
اين صومعه بيشتر اجتماعي از كشيشان بود تا راهبان، و قانوني كه سرانجام به وسيلهٴ نوربرت تنظيم شد، مبتني بر اصول اوگوستيني بود (ج 1، ص 732)، و در آن تأكيد زيادي بر لزوم فقر مطلق شده بود؛ همچنين منشور اعظم سيسترسيني مورد استفاده قرار گرفته بود. در 1124، صومعهاي براي زنان اشراف تأسيس شد؛ همچنين يك سازمان خيريه كه مقدم بر تأسيسات مشابه فرانسيسكنها بود. فرقه در 1124 و 1126، مورد تقدير پاپ قرار گرفت. نوربرت در 1126 بهعنوان اسقف اعظم ماگدبورگ تعيين شد و در 1134، در همانجا درگذشت.
اين فرقه فوقالعاده موفق بود. گويند در اواسط سدهٴ چهاردهم، 1300 صومعه و 400 دير زنان تارك دنيا داشت. اين فرقه در مسيحي كردن اهالي كرانههاي شرقي آلمان نقش مهمي داشت.
مهمترين صومعههاي آن امروزه، در تونگرلو واقع در بلژيك است.
كاتارها1
ممكن نيست بتوان در اينجا، توضيح كافي دربارهٴ كاتارها و ساير فرقههاي دگرانديش به دست داد.2
چون مسئله بسيار پيچيده و معضل است؛ با اينحال براي آگاهي محقق تفكر در سدهٴ
دوازدهم، بايد مطالبي در اينباره اظهار كرد. كاتارها و ساير فرقههاي
دگرانديش مربوط به سدهٴ دوازدهم نيستند، ولي در آن زمان، معروفيت بيشتري
يافتند. در واقع ميتوان آنها را مربوط به قديميترين ازمنهٴ مسيحيت دانست،
و بسياري از افكار و رفتار آنان هيچ تازگي ندارد، بلكه احياي عقايد قديمي
است. آموزههاي آنان شامل اصول اشتراكي دوران حواريان، ثنويت مانوي ( ¿ج 1، ص 322)، حتي آثار تناسخ هندي بود.
كاتارها به دو گروه عمده تقسيم ميشدند. كاملين و موٴمنان (مقايسه كنيد باتعميديافتگان و نودينان در مسيحيت اوليه). شعاير ديني آنان يادآور زماني بود، كه هنوز نظام كشيشي از امور عبادي جدا نشده بود.3 اخلاقيات آنان جنبهٴ پرهيزگارانهٴ شديدي داشت؛ مثلاً پاكدامني مطلق را تأكيد ميكردند. آنان ولو بهطور غيرمستقيم بر كليساي كاتوليك تأثير زيادي اعمال كردند.
تاحدي، بهخاطر آنان بود كه سرانجام، تجرد كشيشان مورد تأكيد قرار گرفت، فرقههاي بزرگي از راهبان سائل بهوجود آمد، و خواندن عهد عتيق بهوسيلهٴ غيرروحانيان ترغيب نميگرديد. ممكن